I do not know what love is
I never know what true love ...

I just know that:
Few humans could not feel his legs and head in the ground strap is easy!
Few people can get a sense of how much he loves her and how beautiful the world is like a corner of paradise is different every day and the day before, and say that oh lives of how much loved would be a nice exciting sadness even!
And remember few people can stay up at night until morning!
And everyone can feel good about himself to be!
And nobody can be the best in his eyes!
And nobody can take comfort!
And nobody could get to experience deep feelings, even if you do not open the Vagrhych lust and love have also enjoys being with her!
And lower interest happens to be a two-way there!
And nobody can be sincere friend!
And nobody could smile from the bottom of the bottom of his heart, so that he was in pain and tears come out of the corner of her eye she could with her teenage smile like you!
And hardly anyone did not find a sense of how much you are familiar .angar seen him somewhere beyond history and beyond the day of creation !!!!!
And he would say: 'Oh, I do not Mnh.shk Blh.av just half lost.
And nobody can get rid of the uncertainty of love!
And nobody can tell locked his secret!
And nobody can tell Drdashv and keep up with Pat Vavnm Cry Cry to it and be compassionate to you.
Few people could fly with butterfly wings and soar up to heaven lamb and serve up!
Perhaps did not happen that someone gave you all of this and have something more than a simple friend !!!!!!!
Yeah true love maturation, something beyond our expectations!
I do not think anyone could make out his face with his eternal love and what it should be in you and by yourself to hard!
Because I do not think he'd ever caught someone's dream come!

 

ترجمه در ادامه مطلب...

 


...

من نمیدونم که عشق چیه!

من هرگز نخواهم فهمید که عشق واقعی چیه

وقادر نخواهم بود

که اونا رو از هم تمیز بدم!

من فقط میدونم که:

آدم با کمتر کسی میتونه حس کنه پاهاش رو زمین بند نیست و سرش در آسموناست!

و با کمتر کسی میتونه حس کنه زندگیش و و خودشوچقدر دوست داره و دنیا چقدر زیباست انگار که گوشه ای از بهشته وهر روزش با روز قبل فرق داره ,حس مثبتی به زندگی داشته باشه و بگه که اوووه زندگی چقدر دوست داشتنی و هیجان انگیزه حتی غم هاش هم زیباست!

وبه یاد کمتر کسی میتونه شبا تا صبح بیدار بمونه!

وبه شوق وصل وبرای پیوستن به کمتر کسی میتونه تا قیامت هم منتظر بمونه ونبره وجا نزنه!

وبا کمتر کسی میتونه احساس خوبی نسبت به خودش داشته باشه!

وبا کمتر کسی میتونه از همه بهتر باشه در مقابل چشمای اون وخاص باشه وتک!

وبا کمتر کسی میتونه آرامش بگیره و بهش تکیه کنه!

وبا کمتر کسی میتونه احساسات عمیق و خاص رو تجربه کنه وحتی اگه پای هوس  وهیچ نیازی در میون نباشه باز هم بتونه از بودن باهاش لذت ببره و دوسش داشته باشه!

و کمتر اتفاق میافته که یه علاقه دو طرفه باشه!

وبا کمترکسی میتونه رفیق صمیمی بشه!

وکنار کسی میتونه احساس راحتی کنه انگار که قلب اون واقعا خونه خودشه ومیتونه پیشش خودشو صادقانه و وبدون سانسور نشون بده!

وبا کمتر کسی میتونه از ته ته دلش بخنده اونقدری که دلش درد بگیره واشک از گوشه ی چشمش بیاد بیرون وبا اون بتونه مث نوجوونی هاش حتی به ترک دیوار هم بخنده!

وبا کمتر کسی میتونه این حس رو پیدا کنه (حس آشنایی خیلی دور)که وقتی واس اولین بار میبینتش حس کنه که از سالها قبل میشناخته اتش وچقدر چهره اش براش آشناست.انگار اونو جایی ماورای تاریخ و ماورای روز آفرینش دیده!!!!!اوه بله.اون همون نیمه گمشده منه.شک ندارم.

وبا کمتر کسی میتونه از تردید های عشق خلاص بشه و به یقین وآرامش برسه وشک نکنه که انتخابش درست بوده!

وبا کمتر کسی میتونه راز هاشو بگه وشنیده بشه و خوب فهمیده ودرک بشه!

وبا کمتر کسی میتونه درداشو بگه و پیشش گریه کنه واونم پابه پات گریه کنه وبرات دل بسوزونه و واقعا دلسوزت باشه !

وبا کمتر کسی میتونه پروانه بشه وپرواز کنه وتا اوج بندگی بره وبهشتی بشه!

وشاید هرگز اتفاق نیافته که کسی همه ی اینارو داشته باشه و بشه برات یه چیزی فراتر از یه دوست معمولی!!!!!!!

آره عشق واقعی وکامل, یه چیزی فراتر از حد انتظار ماست..!

ومن فکر نمیکنم کسی بتونه در بیرون از خودش عشقی جاویدان رو ایجاد کنه وهرچی هست باید در درونت باشه وتوسط خودت به وجود بیاد!

چون هرگزفکر نمیکنم اون دوست رویای گیر کسی بیاد!

اگر کسی تصور کنه که پیداش کرده حتما در اشتباهه!